ویدیو
جاویدبان، بهنام کاشانی
📝متن کامل
بهنام کاشانی ۳۳ ساله مردی با دستهای توانمند قلبی بزرگ و لبخندی که بسیاری از مردم محلات هنوز به یاد دارند. راننده حرفهای با ماشین آلات سنگین اما بهنام فقط برای خودش زندگی نمیکرد. میگفت اگر درآمدی هست باید سهمی هم برای مردم باشد. بهنام عاشق زندگی بود. عاشق سفر عاشق حیوانات. عاشق تجربه کردن دنیا. اما روزی رسید که او نیز کنار مردم ایستاد و دیگر باز نگشت. با تیر جنگی ما رو میزنن. در هجدهم دیماه ۲۵۸۴ شاهنشاهی گلولهای به گلوی مردی نشست که میخواست برای شهرش چیزی بسازد نه چیزی ویران کند. آنها صدای بهنام را خاموش کردند اما نتوانستند نامش را خاموش کنند. بعضی انسانها پس از رفتن به خاطره تبدیل میشوند اما بعضی دیگر به معیار انسانیت. او رفت اما نامش ماند و تا وقتی ایران زنده است جاویدنامان زندهاند. Ah.