info@capitolreport.org
ویدیو

شاه ایران، خفته در خاک ایستاده در تاریخ

📋خلاصه

در این ویدیو، من به مصاحبه‌ای تاریخی با محمدرضا شاه پهلوی پرداخته‌ام که توسط دیوید فراست، خبرنگار زبده انگلیسی، انجام شد. در این مکالمه، شاه از آینده ایران و مسائل مختلفی که کشور با آن‌ها مواجه است، صحبت می‌کند. او تاکید دارد که برای رقابت با جهان در سال ۲۰۰۰، ایران باید به فناوری‌های نوین دسترسی داشته باشد. او به اهمیت تکنولوژی و دانش برای پیشرفت یک کشور اشاره می‌کند و می‌گوید که این تکنولوژی در جهان غرب یافت می‌شود. محمدرضا شاه پهلوی در این مصاحبه به مشکلات افزایش جمعیت و نحوه مدیریت منابع، به‌ویژه نفت، اشاره می‌کند. او نگرانی‌اش را از اینکه چگونه می‌توان این جمعیت را در آینده سیر کرد، ابراز می‌دارد. همچنین به چالش‌های سیاسی و اجتماعی که در دوران حکومتش با آن‌ها روبه‌رو بود، از جمله اعتراضات و تشکیل دولت آشتی ملی، اشاره می‌کند. در این ویدیو، شاه به انتقاداتی که از دولت شریف امامی داشت، می‌پردازد و تصمیمات او را که منجر به ناکارآمدی قوانین نظامی شد، توضیح می‌دهد. او از تلاش‌هایی که برای حفظ ثبات در کشور انجام داده بود، صحبت می‌کند و به بیماری سرطانش که در آن زمان عمومی شده بود، اشاره دارد. او همچنین به تأثیرات انقلاب اسلامی و تلاش‌های جمهوری اسلامی برای پاک کردن تاریخ پیش از انقلاب می‌پردازد و از اینکه چگونه این تلاش‌ها می‌تواند هویت تاریخی ایران را تحت تأثیر قرار دهد، ابراز نگرانی می‌کند. شاه به انتقاد از رویکردهای خمینی و جمهوری اسلامی می‌پردازد و می‌گوید که چگونه تاریخ ایران قبل از انقلاب به گونه‌ای نادیده گرفته می‌شود که گویا هیچ پیشرفتی قبل از آن وجود نداشته است. در پایان، شاه از احساسات شخصی‌اش درباره از دست دادن تاج و تخت و احساساتی که نسبت به مردمش داشت، صحبت می‌کند. او به این نکته اشاره می‌کند که بسیاری از مردم خاموش ماندند و اینکه او به عنوان یک پادشاه نمی‌توانست دیکتاتور باشد و تاج و تخت نباید بر پایه خونریزی بنا شود. احساس تنهایی و ناامیدی او از وضعیت کشور و آینده‌ای که می‌توانست داشته باشد، محور اصلی این بخش از صحبت‌های اوست.

📝متن کامل

ش من دارم به سال ۲۰۰ فکر می‌کنم اگر ما مردم را از دسترسی به فناوری‌های نوین دور نگه داریم چطور می‌خواهیم در سال ۲۰۰ با بقیه دنیا رقابت کنیم؟ ۴۵ سال پیش محمدرضا شاه پهلوی نشست جلوی دیوید فراست خبرنگار زبده انگلیسی و راجع به آینده صحبت کرد اما نه با جادو و پیشگویی بلکه با شناختی که از ایران داشت و ایران آینده رو در این مصاحبه محمدرضا شاه پهلوی ترسید مصاحبه فارسیشو همه رو نابود کردن این قانون اول اسلامه که توی قرآنم وجود داره اینه که شما وقتی وارد میشید به عنوان یک قدرت اسلامی اولین کاری که می‌کنید مظاهر دولت قبلی و رژیم قبلی از بین می‌برید. آن وقت آماده‌ایم که از رده ملت‌های بزرگ به جایگاه پنجم یا ششم سقوط کنیم. حالا می‌گویند پسرهای ۱۵ ساله و دخترهای ۱۳ ساله می‌توانند ازدواج کنند. رشد جمعیت همین حالا هم به ۳.۲ رسیده و به زودی شاید به ۵ یا ۶ برسد. چیزهایی که محمدرضا شاه پهلوی در این مصاحبه میگه انقدر در داستان امروز ما ایران که ما داریم نگاه می‌کنیم به صورت عمیقی الان می‌بینیم که وا وارد دنیای حقیقی شده صحبت‌هایی که داره می‌کنه فقط جادو پیشگویی نیست داره میگه چه اتفاقاتی داره میفته در سال ۲۰۰۰ و بعد از سال چطور می‌خواهند این همه جمعیت را سیر کنند مخصوصاً وقتی چیزی که فعلاً چرخ‌ها را تا حدی می‌چرخاند پول نفت است. پولی که ممکن است روزی تمام شود. این بخشی از مصاحبهحضرته با دیوید فراس خمینی همه ماماش خمینی بزرگترین تراژدی زندگی محمدرضا شاه پهلوی برای آزادگی همه ما جانها راه آینده فناوری و تسلط بر علم است. آینده جهان برپایه تکنولوژی و دانش ساخته می‌شود و فقط با همین مسیر است که می‌توان پیشرفت کرد و این تکنولوژی را فقط در جهان غرب می‌توان یافت. برادران و خواهران خواهران برادران و خواهران ما در نقطه حساسی از تاریخ ایران بل در نقطه حساسی از تاریخ جهان قرار گرفت او دشمن این مردم را پناه داده است. مردم در روز اولی که انقلاب پیروز شد می‌توانستند این ساختمان را با کار یکسان کنند و نکردند کرد. اما آن مرد به کشور و آیندهش فکر نمیکند فقط به نفرتی که از من دارد فکر می‌کند. اونایی که لیبرالن در مقابل افرادی که دلسوزن و از خودشون خشونت نشون نمیدن [موسیقی] به شدت بی‌رحمت پس آنهایی که در کانون وکلا و جاهای دیگر وعده دموکراسی و آزادی می‌دادند امروز کجا هستند؟ در مورد کیس خمینی ایشون میگه وقتی به یه آدمایی مثل خمینی می‌رسید که بربریکن خاصیت‌های قرون وسطایی دارن میگن همه رو بریم بکشیم هر کی شبیه ما نیست با ما مخالف سرشو باید ببریم در این موارد لیبرال‌ها یه پاپس می‌کشن میگن اوه اجازه بدید بریم باهاشون دیالوگ داشته باشیم بریم شاید اینا از یک فرهنگ دیگری میان شاید ما باید یه مقدار ع توضیح میده شاه در مورد برنامه‌هاش در آخرین سال‌های حکومتش بین سالهای ۵۵ تا ۵۷ در ایران و میگه صدای اعتراض در ایران زیاد شده بود من یک برنامه‌ای داشتم یک طرحی داشتم که بخوام یک ت یک [موسیقی] دولت آشتی ملی تشکیل بدم با حضور برخی که از گروه‌های اپوزیسیون یک ائتلاف تشکیل بدم که شامل تمام قش‌های مختلف سیاسی میشه در ایران. راجع به دولت شریف امامی می‌پرسه حدوداً فکر می‌کنم ۱۸ ماه قبل از اینکه انقلاب رخ بده. به حکومت رسیده بود و راجع به کارایی که دولت شریف ما می‌کرد [موسیقی] ازش از شاه می‌خواد توضیح بده به خاطر این که حمایت می‌کرد از دولت شریف امامی. از شریف امامی انتقاد می‌کنه میگه از یه طرف در زندونا رو باز کرد همه رو ریخت بیرون گفت همه برن بیا بیرون بعد از اون طرف قوانین حکومت نظامی گذاشت و باعث شد هر دو تاش همدیگه رو کنسل کنه و بعدم دیگه کسی قوانین حکومت نظامی رو جدی نگرفت در این وضعیت نگ من قبول مسئولیت کردم تا شما بتوانید با من مخالفت کنید ولی اطمینان دارم که برنامه دولت را به نحوی عمل خواهم کرد که شما هم موافق باید بدونید که در این لحظه‌ای که الان شاه داره زندگی داره پاسخ میده به دیوید فراست در چه وضعیتیه؟ اولاً ایشون دیگه داستان سرطانش کاملاً در مطلوبات همه جا پخش شده دار شده. یعنی همه می‌دونن که ایشون به شدت مریضه. حتی برای این مصاحبه هم می‌بینید صورتشو آماده کردن که خیلی [موسیقی] تأکید به نظر نیاد. دوم این است که ایشون داره دیوید فراست داره راجع به یک لحظه خیلی احساسی و لحظه بسیار حساسی از ایشون می‌پرسه که اون لحظهی که شما تصمیم گرفتی که بگی خیلی خب من دیگه باید صحنه رو ترک کنم این [موسیقی] پیروزی نخواهد داشت این جنگی نیست که تهش پیروزی وجود داشته باشه من اون صحنه رو ترک کنم اون اون لحظه کی بود و ایشون میگه اصلاً من به این فکر نکردم که من پیروز میشم یا نمیشم بیشتر فکرم این بود که با بودن من انتها چه فرقی خواهد کرد و از ۱۹۷۴ تا ۷۶ سرطانش گسترش پیدا کرد الان ۱۹۸۱ه این ۸ این ویدیو رو که دارید می‌بینید ایشون به شدت تحلیل [موسیقی] رفته نزدیک ۲۰ ۳۰ کیلو وست کم کرده در تبعید به سر می‌بره کاملاً می‌بینید در سیمه‌هاش مشخص مشخصه و یک جنگ بسیار طولانی رو سرطان کرده بود که گفتیم مخروعهست باز مسامحه کردیم شاه از اول شاه نبود پدرش هم نبود و دلیل این است که مجلس مؤسس که درست کردن مجلس مؤسسان سرنیزه‌ای بود که باید به تاریخ رجوع کنید و چون مجلس مؤسسان باطل بود. از این جهت از اول نه رضا شاه شاه بود نه پسرش و بر فرض اینکه از این جهت مسامح کنیم دلیل بر اینکه مخلوع رفراندوم مکرر ایران است که از پادشاه می‌پرسن که چرا انقدر خمینی و طرفداراش همه به مردم میگن [صدای خرناس] هی رو تو آبسستن و هی گیر دارن به تو و اینکه میگن این همون آدم کشتی و پول دزدیدی و این حرفا پس پادشاه داره میگه خب به خاطر اینکه این [موسیقی] کسی که فردی که اومده به جای من اسمشم نمیاره نمیگه خمینی میگه این فرد مردی که اومده به جای من اصلاً میگه تاریخ ایران وجود نداره قبل از من تاریخ ایران اومد نوشت از زمانی که تاریخ انقلاب اسلامی شروع شده قبلشم هیچ پادشاه خوبی نداشتیم هیچ آدم خوبی هم نداشتیم تمام ایناهم یکین همشونم باید از زندگی و تاریخ و ذهن همه شما پاک بشن و واسه همینه که این تلاشو دارن می‌کنن که تاریخ رو پاک بکنن و جمهوری اسلامی بارها این تلاشو کرده که بخواد این کارو انجام بده مسکن فقط می‌سازیم دلخوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم. آب برق را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمد. اتوبوس را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند دلخوش به این مقدار نباشید. آن‌ها می‌خواهند تاریخ ایران را محو کنند. چه من به عنوان پادشاه چه پادشاهان دیگر. هرچه که تا قبل از بهمن سال ۵۷ وجود داشته باید محو شود. بیشتر از همه دلتان برای چه چیزی تنگ شده؟ برای چیزی که واقعاً داشتیم. چیزی که می‌توانست تا سال ۱۹۸۲ به یک مسیر کاملاً عملی زنده و روبه رشد تبدیل شود. اما الان کجا هستیم؟ اسمش چه بود؟ دین، دموکراسی، حقوق بشر؟ حکومت مردم آیا احساس می‌کنید مردمتان شما را تنها گذاشتند یا شما مردمتان را تنها گذاشتید؟ اول از همه وقتی می‌گوییم مردم نمی‌توانیم درباره همه مردم حرف بزنیم. این اصلاً درست نیست. چیزی که می‌توانم بگویم این است که اکثریت خاموش خاموش ماندند و اگر من مردمم را تنها گذاشتم به دلیلی بود که سعی کردم توضیح بدهم. اینکه پادشاه نمی‌تواند دیکتاتور باشد و تاج و تخت نباید بر پایه خونریزی بنا شود. این تنها توضیح من در این باره است. فکر می‌کنید مردم شما را تنها گذاشتند؟ اکثریت ساکت ماندندی شد [موسیقی] ایران درش [موسیقی] بودی پریشان [موسیقی][صدای آواز] تایت آزود ایرانیا نور [موسیقی]